( 378 ) [ زحل دليلست بر فساد و باشذ كى دليل كنذ بر سعادت بخلاف حالها چه اگر نيكو حال بوذ بر نظر تثليث و يا تسديس دليل خيرات و نيكوئى بود و سعد باشذ اگر منحوس بوذ بر نظر دشمنى دليل بوذ بر منحسة و بدى حال و اگر نحس بدحال بوذ و سعدى به او پيوندذ نيكحال بذى او فساد حال بكاهذ . ] « 3 »
( 1 ) . در نسخههاى ديگر « قوّت » .
( 2 ) . ساير نسخهها « عمل » .
هامش
( 3 ) . از نسخهء اساس ساقط است .