( 255 )
نوع دوّم از مقالت يازدهم در تحويل سنى مواليد
باب اوّل : اندر تحويل سنى مواليد
تحويل سال مواليد آن وقت بوذ كى آفتاب از آنجايگاه كى بوذه باشذ يك دور تمام بكنذ و باز جايگاه خوذ آيذ هم بذان برج و درج و دقيقهء اصلى ، و طالع آن وقت طالع تحويل بوذ ، و از بهر آن اعتماد تحويل بر دور شمس كردند نه بر دور قمر ، يا ديگر ستارگان كى ما حال جهان همىبينيم چون آفتاب باز جايگاه خويش آيذ اگرچه [ آن ] حال همچنان نيست مانند [ ه ] آنست . و فصلهاى سال همچنين [ كى ] در شمس پيوسته است و قمر و ديگر ستارگان را اين نيست و همچنين هر كارى را اوّل و ميانه و آخرى است و اندر هر فصلى شمس را اندر برج نخستين اوّل است و دوّم ميانه كى آن طبع قوى گردذ و سوّم آخر كى بفصلى ديگر همىرسذ ، پس ازين سبب برگزيذند و اعتماد برين كردند .
باب دوّم : وسط تحويل باز دست آوردن
جايگاه شمس اصلى مقوّم سه جايگاه بنه ، و اوج معدّل از اوّل نقصان كن آنچ بمانذ خاصّه بوذ اين خاصّه اندر تعديل شمس آور و بنگر تا چه يا بى آنچ بوذ از خاصّه و جايگاه دوّم و سوّم نقصان كن پس دوّم كرّت هم اين خاصّه اندر جذول تعديل آور و آنچ برابر يا بى برگير و بر جايگاه دوّم فزاى و بنگر اگر از تقويم اصل فزونى بوذ [ آن فزونى ] از خاصّه و جايگاه سوّم نقصان كن و اگر كمتر بوذ از كمى بر خاصّه و جايگاه سوّم فزاى ( 256 ) و جاى دوّم مساوى سوّم گردان ببرج و درج و دقيقه ، و آنچ باشذ پس سيّم كرّت خاصّه اندر تعديل آور و آنچ اندر تعديل يا بى بر جايگاه دوّم فزاى كى مساوى سيّم كرده باشى و بنگر اگر از جايگاه اصلى زيادت باشذ آن زيادت از خاصّه و جاى سيّم نقصان كن و اگر كمتر بوذ آن كمى بر هردو جايگاه فزاى همچنان كى در عمل پيشين گفتيم با آنچ ازين كرّت حاصل آيذ جايگاه سيّم وسط تحويل بوذ و جايگاه اوّل خاصّه و تعديل اين تعديل بوذ كى ازين كرّت گرفته باشى .
ميزان : چون اوج معدّل بر خاصّه فزائى بايذ كى وسط تحويل بازآيذ و چون تعديل بر وسط فزائى تقويم اصلى بوذ چنانك هيچ تفاوت نكند و الّا خطا باشذ .