ص 503 ، س 15 :
L , P
: او را قوّت قوت و امكان احسان او باشد ؛ هر دو نسخه بتصريح « احسان » آوردهاند ؛ آيا « احصان : زن كردن » در اينجا مناسبتر نبود ! ص 503 ، س 20 :
P
: او را تربيت دهى ، كاتب اين نسخه مردّد بوده و واژهء « تربيت » را ظاهرا نخست « ترتيب » نگاشته ، و سپس اصلاح كرده ؛
L
: اين نسخه نيز نقطهها را كامل نگذاشته ولى « ست » تربيت پيداست . ص 503 ، س 22 :
P
: از طلب غرضى متعذّر و اخلاقى متنكّر او را نهى فرمايد . ص 503 ، س 24 :
P
: به درايت حكايت گشته . ص 504 ، س 11 :
P
: كيف يبغى على . . . ؛
L
: كيف نبغى . . . ص 504 ، س 13 و 14 :
L
: به ثناى لايح و دعاى فاتح شد . ص 504 ، س 21 :
P
: بارع وارع متّقى به طبع ؛ واژهء « وارع » ظاهرا در فرهنگها نيامده است . ص 505 ، س 2 :
L
: و مسعوف سلاطين عالم گردد . ص 505 ، س 4 :
L
: عبارت : « نعمت و خزنهء اين . . .
ملوك خزّان » از اين نسخه ساقط است . ص 505 ، س 11 :
L , P
: محسن مرد ؛ آقاى برگنيسى مىنويسند : در هر دو نسخه « محسن مرد » آمده ، حدس بنده اين است كه با توجّه به عزّت و حرمت فوقالعادهاى كه عربها براى ختنهكننده قائل بودند ، اين عبارت بعيد نيست كه « مختتن مرد » باشد ! ص 505 ، س 16 :
L , P
: [ آنكه ] به پيشنهاد آقاى برگنيسى افزوده شده . ص 505 ، س 20 :
L
: هزو و لهو و لغو دارد .
ص 506 ، س 8 :
L
: عبارت : « مشفق بر رعايا متصوّر نشود و بدان كه » از اين نسخه افتاده . ص 506 ، س 9 :
L
: عبارت : « به سخاوت و كرم و شجاعت و سياست نفس نتوان كردن . » هم ساقط شده از اين نسخه . ص 506 ، س 12 :
L
: صوم و سهر نفس .
ص 506 ، س 16 :
L
: محطىء يا ممطى . ص 506 ، س 21 :
P
: مراتب اعلى و مناقب اسنا . ص 507 ، س 2 :
P
: ممكن به ضرورت انجامد . ص 507 ، س 13 :
L
: اتفاق حسنه و سعادت سماوى خوانند . ص 507 ، س 18 :
L
: خلايق ترا سعيد مىخوانند . ص 508 ، س 6 تا 8 :
L
: عبارت : « و سليم الراى ضدّ خبيث الراى . . .
غالب باشد نه علم » از نسخه افتاده . ص 508 ، س 13 :
L
: استيلا يابد . ص 509 ، س 8 :
P
: بغايت بدى چنان بود كه . ص 509 ، س 18 :
L
: نفس او بد بود . ص 509 ، س 24 :
P
: شرّ او بر خير راجح باشد . ص 510 ، س 1 و 2 :
L
: عبارت : « و بعضى را اصابت بىاجتهاد . . . و نه اجتهاد ذات باشد » از نسخه ساقط است . ص 510 ، س 9 :
L
: محمدت رسيده است . ص 510 ، س 13 :
L
: جملهء موجودات موجود است ؛