تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
كاتب در حاشيه بازنوشته . ص 492 ، س 21 :
P
: كه سعادت آن باشد كه حالت آن ؛ در اين نسخه « باشد » و « آن » دوم ساقط شده . ص 493 ، س 18 :
P
: گفتار او بشنود . ص 494 ، س 1 :
P
: كلفت ترك امر او ؛
L
كلفت ترك اوامر و فريضه . ص 494 ، س 12 :
P
: گفت شنودم كه فيلسوفى . ص 494 ، س 15 :
P
: به دحور و دخور او مذهول . ص 494 ، س 19 :
L
: نقّاش مىكنى هش‌دار . ص 495 ، س 5 :
L
: از ان مناظره ندامت . ص 495 ، س 9 :
P
: عبارت : « توفيق ايزد تعالى به جمله . . . است و » را كاتب در حاشيه نوشته . ص 495 ، س 13 :
L
: شعر ، چناكه گذشت ، « شعر » براى ابيات عربى به كار مىرود و « بيت » براى اشعار فارسى . ص 495 ، س 15 :
L
: برگ توث است . ص 496 ، س 8 :
P
: نسّابهء فضايل شما ؛ « شما » از قلم افتاده است . ص 496 ، س 10 :
P
: نعمت به ندانم مىخوارى ؟ ص 496 ، س 22 :
P
: اخاير فرايد تو . ص 497 ، س 7 :
L
: من سعى راى و من . ص 498 ، س 1 :
L
: فايدهء استشارات آن است ؛ « آن است » را از قلم انداخته . ص 498 ، س 3 :
L
: نعم الموازاة ( ؟ ) ؛
P
: به دشوارى « الموازرة » خوانده مىشود . ص 498 ، س 15 :
P
: بايد كه حكيم و حكمت را دانسته باشد ؛ نسخهء
L
: تركيب : « حكيم حكمت را » آورده . ص 498 ، س 15 :
L
: مكانت ايشان طلب اگر تحصيل ؛ متمّم طلب ، « كند » نيامده در نسخه . ص 499 ، س 6 :
L
: بينايى طلب كند . ص 499 ، س 7 :
P
: درياى عمان نام ننهد ؛
L
: درياى عمّان نام ننهند . ص 499 ، س 14 :
P
: ذهنى حاد و فهمى مدرك . ص 499 ، س 22 :
P
: عبارت : « و ديگر بر جد رغبت آن چيز و سه » را كاتب در حاشيه آورده . ص 499 ، س 24 :
L
: دست وهن و رهى ازان . ص 500 ، س 2 :
L
: همّت و شرم اصلىاند اخلاق . ص 500 ، س 5 :
P
: فايدهء او ويل و بثور ؛ « گردد » ندارد . ص 501 ، س 3 :
L
: به جاى « بيت » ، « شعر » آورده است . ص 500 ، س 11 :
L
: تصيّد را قبلهء خويش ؛ سپس بالاى واژه به « قبله » تصحيح كرده است . ص 501 ، س 11 :
L
: اضطهاد خاطر و اضطرار ضمير ما . ص 501 ، س 15 :
P
: به صحرا بگذاشت . ص 502 ، س 2 :
L
: كرد راعى جهت ؛ « كرد » را نياورده اين نسخه . ص 502 ، س 8 :
L , P
: و فيها ما تشتهى الانفس ؛ هر دو نسخه بتصريح « تشتهى » آورده‌اند ، با آنكه آيهء قرآن است . ص 502 ، س 21 :
L
: امر بدان كه نه هركس ؛ « نه » از قلم افتاده . ص 502 ، س 22 :
P
: به جمله چيزها او را بصارت بود ؛ « بود » را نياورده اين نسخه .