تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
متعمق » را نياورده است . ص 38 ، س 17 :
L
: مواثق عهد . ص 38 ، س 20 ، 21 :
L
: عبارت : « آن سوى دريا . . . بگذارند » را نياورده . ص 38 ، س 22 :
P
: جوانى شريف و شخصى لطيف ديدم . ص 39 ، س 10 :
L
: وجل نمود ( ؟ ) ص 39 ، س 11 :
P
: در رزوح من . ص 39 ، س 16 :
L
: منادات . ص 39 ، س 17 :
P
: تغلّب طلبد . ص 40 ، س 2 :
L
: « طلق » ندارد . ص 41 ، س 11 :
L
: حايل و حاجر . ص 41 ، س 15 :
P
: خلف صالح ص 41 ، س 21 :
L
: يك وجار نجار ص 42 ، س 1 :
L
: « اقتضاى » ندارد . ص 42 ، س 8 :
P
: در شايد بود امكان . ص 42 ، س 8 :
L
: « امكان عام بودى » ندارد . ص 42 ، س 8 :
L
: « اتكا » به توجيه و بدشوارى خوانده مىشود . ص 43 ، س 11 :
L
: طوارق و بواريق . ص 43 ، س 14 :
L
: « هرگز » ندارد . ص 43 ، س 17 :
L
: « معرفت » به جاى « معرّت » . ص 43 ، س 18 :
L
: هركرا از دوست طاهر ( ؟ ) ص 44 ، س 2 :
P
: زنده فروشم . ص 44 ، س 14 :
L
: شهريارى رؤف . ص 44 ، س 23 :
L
: مراد او بنجاح پيوندد . ص 45 ، س 4 :
P , L
: در هر دو نسخه در شعر « محظور » آمده ، اصلاح از آقاى برگ‌نيسى است . ص 45 ، س 17 :
L
: « چون » نياورده . ص 45 ، س 21 :
L
: ضرر او به من ، شايد در اصل « ضور » بوده ، و عكس ما پريدگى يافته باشد . ص 45 ، س 22 :
L
: « متضوّر » هم احيانا « متضرّر » خوانده مىشود . ص 47 ، س 5 :
L
: « سراير تو » ، « تو » نيامده . ص 47 ، س 8 :
P
: « شقوت » در اين نسخه ، در پايان سطر آمده ، و احيانا « ت » آن در عكس نيامده ص 47 ، س 12 :
L
: شرايط اخلاص استقلال ، « اخلاص » نيامده . ص 47 ، س 14 :
L
: « ما شود » در حاشيه آمده است با علامت افتادگى در متن . ص 47 ، س 20 :
L
: « بود » را نياورده . ص 47 ، س 20 :
P
: دستى را كه بريدن آن حالى ميسّر نيست . ص 47 ، س 24 :
P , L
: « المرء كثير باخيه » ، آقاى برگ‌نيسى بر آن است كه « كبير » درست است ، هرچند در هر دو نسخه « كثير » آمده است . ص 48 ، س 4 :
P
: شخصى را بر خلقى از آن تسلّط دهد . ص 48 ، س 11 :
P
: قوّت و شكوت . ص 48 ، س 20 :
P
: محاربت و مناضبت . ص 49 ، س 10 :
L
: كه تحقّد و عداوت . ص 49 ، س 17 :
L
: بر مجالست مباشرت مىكرد . ص 50 ، س 3 :
L
: انفراق طبع . ص 50 ، س 4 :
P
: فرمود كه او را از حضرت . ص 50 ، س 14 :
L
: طامع بىدين و تزوّر آن . ص 50 ، س 23 :
L
: قلّت مال موسم بود . ص 51 ، س 1 :
L
: تفوّق خويش ،