( كتاب الزهرة محمد بن داود اصفهانى ، تصحيح لويس نيكل ، بيروت 1932 ، ص 309 ، تصنيع به جاى تشيع ، و سرّها به جاى سرّه ) .
ترجمه : به جان تو كه راز من و او را - از بيم برملا شدن آرزوى نهفتهء دل - با كسى در ميان نگذاشتم .
( ص 452 ، س 6 )
حتّى يرجع السّهم إلى فوقه .
( اين مثل در كتابهاى امثال به صورت على فوقه ضبط شده است ، از جمله در جمهرة الامثال عسكرى ، ج 1 ، ص 371 ) .
تا آنكه تير به روى سوفار بازگردد . ( به معناى كارى كه هرگز صورت نمىگيرد ) .
( ص 453 ، س 17 )
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها .
از آيهء 286 ، سورهء بقره ( 2 ) .
( ص 454 ، س 11 )
الخيل أعرف بفرسانها .
( جمهرة الأمثال عسكرى ، ج 1 ، ص 418 )
اسب سوار خود را بهتر مىشناسد .
( ص 455 ، س 12 )
خذ من الرّضفة ما عليها .
( جمهرة الأمثال عسكرى ، ج 1 ، ص 422 ) .
از سنگ ( تفته كه در شير مىاندازند ) هرچه را به آن چسبيده است بردار . معادل « يك مو از خرس كندن غنيمت است » .
( ص 455 ، س 21 )
خفيف الحاذ .
از تعبيرهاى مثلى است به معناى سبكبار يا شخصى كه مال و عيال بسيار نداشته