( ص 464 ، س 20 )
و كلّهم قد نال شبعا لبطنه * و شبع الفتى لؤم إذا جاع صاحبه
از بشر بن مغيره ( ديوان الحماسة ، ج 1 ، ص 92 ) .
ترجمه : همهء آنان به اندازهء سيرى شكم خود به دست آورند ، و سيرى كسى كه دوستش گرسنه باشد نشان فرومايگى است .
( ص 465 ، س 11 )
و يطلب منك ما هو فيك طبع * و مطلوب من اللّسن البيان
از ابو العلاى معرّى ( شروح سقط الزند ، ج 1 ، ص 185 ) .
ترجمه : از تو چيزى مىخواهند كه در سرشت توست ( پس براى تو بخشش آسان است ) ، چنان كه سخن را از سخنور بايد خواست .
( ص 466 ، س 10 )
فإن أك نصب أعينكم صغيرا * فإنّى يوم حاجتكم كبير
ترجمه : اگر در برابر چشم شما كوچك مىنمايم ( خواهيد ديد كه ) در روز نياز شما بزرگ خواهم بود .
( ص 467 ، س 3 و 4 )
ولى حاجة عند العراق و أهله * فإن تقضياها فالجزاء هو الشّرط
و إن خلطتنى بالتّراب منيّة * فبعض ترابى من مودّتكم خلط
از ابو العلاى معرّى ( شروح سقط الزند ، ج 4 ، ص 1628 ، 1645 ) .
ترجمه : من نزد عراق و مردمانش حاجتى دارم كه اگر آن را برآوريد پاداش شما را هرچه شرط كنيد مىدهم ،
و اگر مرگ مرا با خاك درآميزد ، پارهاى از خاكم آميزهاى از مهر شما خواهد بود .
( ص 467 ، س 24 )
يعطى و يمنع لا بخلا و لا كرما .
از ابراهيم بن العباس ( جمهرة الامثال عسكرى ، ج 1 ، ص 73 ) .