( ص 460 ، س 2 )
جدّك لا كدّك .
( جمهرة الأمثال عسكرى ، ج 1 ، ص 302 ) .
ترجمه : بخت تو ( كارساز است ) نه تلاش تو .
( ص 460 ، س 19 )
لا يرحلنّ رحلك ما ليس معك .
صورت اين مثل در كتابهاى امثال چنين است لا يرحلنّ رحلك من ليس معك ، ( از جمله در جمهرة الأمثال عسكرى ، ج 2 ، ص 396 ) .
ترجمه : آنكه با تو نيست رحل تو را بر شتر نمىبندد . ( يعنى كسى با تو مشاركت مىكند كه سود و زيان او سود و زيان تو باشد ) .
( ص 461 ، س 16 و 17 )
شمّر لنيل المعالى عن مكامنها * قد يدرك المجد ماضى الهمّ شمّير
لو كان يدرك مجد أو ينال على * بالحبّ للبيت نالته السّنانير
ترجمه : براى رسيدن به شرف و بزرگى آستين از نهانگاههاى آنها [ مراد - مثلا - ساعد يا بازوى همّت است ] بالا بزن ، سختكوش آهنين اراده به عظمت دست مىتواند يافت .
اگر با دوست داشتن خانهنشينى دستيابى به بزرگى و سربلندى امكانپذير بود ، گربهها به آن دست مىيافتند .
( ص 463 ، س 1 )
أروح و قد ختمت على فؤادى * بحبّك أن يحلّ به سواكا
ترجمه : مىروم با دلى كه آن را با عشق تو مهر كردهام تا جز تو در آن خانه نكند .
( ص 464 ، س 11 و 12 )
حفظ الوقت دافع المقت .
ترجمه : حفظ وقت نفرت را بر طرف مىكند .