( ص 199 ، س 13 و 14 )
من سرّه الفساد ساءه المعاد .
آنكه فساد او را شادمان مىكند معاد او را اندوهگين مىسازد .
( ص 200 ، س 1 )
و لم يبق سوى العدوا * ن دنّاهم كما دانو
از فند زمّانى .
( ديوان الحماسة ، ج 1 ، ص 6 ) .
ترجمه : و چارهاى جز تعدّى [ در پاسخ تعدّى ] باقى نماند ، با ايشان معامله به مثل كرديم .
( ص 200 ، س 5 )
لن تبلغ الأعداء من جاهل * ما يبلغ الجاهل من نفسه
از صالح بن عبد القدوس .
ترجمه : دشمن هرگز نمىتواند با نادان آن كند كه او با خود مىكند .
( ص 200 ، س 11 )
لن تقلع الأنفس عن غيّها * ما لم يكن منها لها واعظ
( العقد الفريد ابن عبد ربّه ، ج 1 ، ص 295 . با مختصر تفاوت ) .
ترجمه : نفس آدمى از گمراهى دست نمىكشد مگر آنكه پنددهندهاى از درون آن را پند دهد .
( ص 200 ، س 17 و 18 )
إيّاك و ما يسخط سلطانك و يوحش إخوانك .
از آنچه سلطان تو را خشمگين مىكند و دوستان تو را مىرماند بپرهيز .
( ص 200 ، س 20 )
من لم يعظه الدّهر لم ينفعه ما * راح به الواعظ يوما أو غدا
از مقصورهء ابن دريد .