باشد ، ( محاضرات الادباء ، ج 1 ، ص 28 ) .
ترجمه : و هرگاه راه انجام كارى به روى تو بسته ماند با خردمندى مشورت كن و از فرمانش سرمپيچ .
( ص 129 ، س 18 و 19 )
لا تلم المرء على فعله * و أنت منسوب إلى مثله
من عاب شيئا و أتى مثله * فإنّما دلّ على جهله
( جمهرة الأمثال عسكرى ، ج 1 ، ص 273 )
ترجمه : كسى را از بابت كارى سرزنش مكن كه آن را به تو نيز مىتوان نسبت داد ؛ هركس بر كارى خرده گيرد كه خود مانند آن را مرتكب مىشود از نادانى خود پرده برداشته است .
( ص 132 ، س 4 )
من صنّف فقد استهدف .
ترجمه : هركس به تأليف بپردازد خود را آماج خردهگيريهاى ديگران كرده است .
( ص 132 ، س 20 )
قلّ من استثار نقع الإمتحان فلم يقذ بالإمتهان .
ترجمه : كمتر كسى گرد و خاك امتحان را بهپا كرده است كه خاشاك خوارى به چشمش فرو نرفته باشد .
( در مقامات حريرى به تصحيح عيسى سابا ، ص 50 ، استسار - با سين - آمده ، اما چنان كه در شرح شريشى مىتوان ديد استثار درست است ) .
( ص 133 ، س 11 )
و هو القادر على . . . شرح اين عبارت در صفحهء 530 آمده .
( ص 134 ، س 14 )
من عذب لسانه كثر إخوانه .