گفته شده است چه عذرى مىتوانى آورد ؟
( ص 51 ، س 12 )
يجلّ عن القياس إلى سواه * و أين الورد من شوك القتاد
ترجمه : بزرگتر از آن است كه بتوان او را با ديگران سنجيد ، گل كجا و خار گون كجا ؟
( ص 52 ، س 8 )
يا نفس صبرا على ما كان من ضرر * فربّ منفعة تجنى من الضّرر
از ابو هلال عسكرى است . ( جمهرة الامثال ، ج 1 ، ص 83 ، ج 2 ، ص 271 ) .
ترجمه : اى دل بر زيانى كه پيش آمده است صبر پيش گير ، اى بسا سود كه از زيان به دست آيد .
( ص 53 ، س 19 و 20 )
فما نعمة مكفورة قد صنعتها * إلى غير ذى شكر بما نعتى أخرى
سآتى جميلا ما استطعت فإنّنى * إذا لم أجد شكرا وجدت به أجرا
از ابو فراس حمدانى است با مختصر تفاوتى در روايت ( ديوان الامير ابى فراس الحمدانى ، تحقيق محمد التونجى ، دمشق 1987 ، ص 111 ) .
ترجمه : نيكى قدر نشناختهاى كه در حق ناسپاس كردهام مرا از دست زدن به نيكى ديگر بازنمىدارد . تا مىتوانم نيكى خواهم كرد ، اگر با سپاسگزارى روبهرو نشوم [ چه باك ] ، پاداش [ اخروى ] آن را خواهم يافت .
( ص 54 ، س 17 )
و ما كلّ من تهواه يهواك قلبه * و لا كلّ من أنصفته لك منصف
( جمهرة الأمثال ، ج 1 ، ص 96 : ينصف به جاى منصف ) .
ترجمه : نه هركه تو دوست مىدارى دل در تو مىبندد ، و نه هركه تو با او به انصاف رفتار مىكنى با تو به انصاف رفتار مىكند .
( ص 55 ، س 18 )
إذا سلمت فكلّ النّاس قد سلموا .