بسى پادشه شد در اين فكر خود * كسى راه بر كنه ذاتش نبرد
كسانى كه اين راه پيمودهاند * بپيموده در خاك آسودهاند
چه پيغمبر از ما عرفناك 15 لب * گشايد ز هم لعل دانش عجب
كسى واقف كار از اين بارگاه * نشد در جهان از سفيد و سياه
برى ذاتش از عيب و نقص و خلل * سميع و بصير و حى و لم يزل « 1 »
پس از حمد پروردگار جهان * بود نعت سر دفتر . . . « 2 » [ b 1 ]
شهى كو براق سعادت جهاند * به جايى كه جبريل از او بازماند
شهى كو بود خاتم انبيا * برازندهء مسند اصفيا
شهى كو بود مهتر سروران * طفيلىّ او جمله پيغمبران
جهان جمله ز اخلاق او كامياب * بود ذرّهء نور او آفتاب
محمّد كه هادى است بر خيل كل * رسول خدا پيشواى سبل
درودى كه هرگز نگردد تمام * بر او باد و بر اهل پاكش مدام
خصوصا بر آن شهسواران دين * كز ايشان بهپا شد زمان [ و ] زمين
نخستين شهنشاه تخت نجف * مهين گوهر بحر عزّ و شرف
شه بارگاه نجف آن كه هست * به روز ازل مست جام الست
امير خداوند پروردگار * شه لا فتى ، صاحب ذو الفقار
طفيل رهش جنّ و انس و پرى * چه كاهى به دستش درِ خيبرى
ولىّ خدا و وصىّ رسول * كه بىمِهر او نيست ايمان قبول [ a 2 ]
حسن بعدِ او بر همه انجمن * امام است بىشك به وجه حسن
دگر « 3 » سرو بستان آل عبا * حسين آن شهنشاه گلگون قبا
على سرور جملهء ساجدين * دگر « 4 » باقر آن قدوهء عارفين
گل بوستان رسول امين * بود جعفر آن سرور صادقين
سرافراز منشور دينپرورى * درخشانكنِ مذهب جعفرى
به موسىّ كاظم كه گشته لقب * سرِ صالحان ديار عرب
هامش
( 1 ) . لا يزال .
( 2 ) . در عكس نسخه ناخواناست .
( 3 ) . ديگر .
( 4 ) . ديگر .