7 . « چو » در معناى « چه » پرسشى ( بيت 205 )
نمايانترين ويژگى عروضى بخش اوّل منظومه ، حذف صامت « د » از پايان برخى كلمات به هنگام خواندن و تقطيع است كه از خصوصيّات وزنى متون سبك خراسانى ، از جمله شاهنامه « 1 » ، و بعضى اشعار سبك عراقى است . « 2 » مثلا گشتهاند / گشتهان ، بياراستند / بياراستن و شدند / شدن ، در اين مصراعها :
ز درگاه او گشتهاند كامياب
( بيت 93 ) ،
بياراستند مجلسى چون بهشت
( بيت 114 ) و
چه سايه شدند در ركابش روان
( بيت 128 ) « 3 » جالب است كه اين ويژگى و تلفّظ بر املاى شمارى از واژگان در كتابت نسخه هم تأثير گذاشته و « زدند » ، « كردند » ، « رفتند » و « طهماسب » به ترتيب « زدن » ، « كردن » ، « رفتن » و « طهماس » « 4 » نوشته شده است :
زدن بارگاه فلك دستگاه
( بيت 136 ) ،
چو ايرانيان كردن اين حرف گوش
( بيت 358 ) ،
كجا رفتن از جور آخر كجا
( بيت 382 ) ،
چه شد شاه طهماس فردوسجاه
( بيت 380 ) . همه اين موارد در متن ويراسته دستنويس به صورت اصلى آنها اصلاح شده است .
در يك مورد نيز اين ويژگى وزنى موجب نادرستى قافيههاى بيت شده و ناظم يا كاتب ، « هوشمند » را « هوشمن » خوانده و با « من » قافيه كرده است ( بيت 167 ) ، تأثير قاعدهء افتادن صامت « د » بر املا و كتابت نسخه در بيتى از سامنامه هم به نظر مىرسد و در آن « آوردند » مطابق با تلفّظش در بيت ، « آوردن » نوشته شده است :
برفتند و آوردن آن اژدها * شهنشه نگه كرد بر ابرها
( سامنامه ، ج 2 ، ص 389 )
هامش
( 1 ) . دراينباره ، رك : « پيرامون وزن شاهنامه » ، جلال خالقى مطلق ، ايرانشناسى ، صص 57 - 58 .
( 2 ) . رك : كليات سبكشناسى ، سيروس شميسا ، صص 190 - 191 .
( 3 ) . براى نمونههاى ديگر ، رك : بيتهاى 113 ، 124 ، 128 ، 182 ، 278 ، 345 ، 378 و 381 .
( 4 ) . خواندن ( طهماسب ) به صورت ( طهماس ) ، براساس اين قاعدهء عروضى است كه هرگاه هجاى بلند به يك يا دو صامت ختم شود ، صامت در تقطيع مىافتد .