شواهدى دارد . « 1 » از منظومههاى پهلوانى ، اين ويژگى بيش از همه در شهريارنامه ديده مىشود ؛ « 2 » 2 . استفاده از صورت جمع مكسّر بعضى واژگان مانند فروش براى فرش ( بيت 138 ) كه در زبان فارسى سخت كماستعمال است و غالبا در قاموسهاى عربى ديده مىشود ؛ 3 . « به » در معناى « از » در ساخت عبارت فعلى « سر به خواب اندر آمدن » در اين مصراع
« سر پهلوان اندر آمد به خواب »
( بيت 199 ) در اينجا چون منظور ، بيدار شدن پهلوان ( رستم ) به هنگام صبح است ، « سر به خواب درآمدن » در معنا و معادل « سر از خواب درآمدن » به كار رفته است 4 . « از » در معناى « به » ( براى نمونه ، رك : ابيات 99 ، 177 و 286 ) ؛ 5 . « ى » بهجاى كسرهء اضافه در تركيب « غلامى درش - غلام درش » ( بيت 211 ) يكى از شاهنامهشناسان با استناد به نمونههايى از شاهنامه و بيتى از محمّد بن مخلّد ، اين كاربرد را از ويژگىهاى آثار نظم و نثر دورهء فردوسى و يكى دو سده پس از آن دانستهاند ، « 3 » 6 . تصويرهايى بهسان تشبيه قدّ به چنار ( بيت 149 ) و دو نيم كردن چون خيار ( بيت 256 ) ، كه غالبا از صور خيال متون و روايات عاميانه است .
اين چند نكته هم از بخش معجزنامهء مولاى متّقيان درخور ذكر است : 1 . « چه » در معناى « چو » در همه موارد استعمال ؛ 2 . جمع مكسّرهاى تقريبا كمكاربرد ، مثلا زوارق ( جمع زورق - كشتى ) ( مصراع پنجم پس از بيت 43 و بيت 48 ) ؛ 3 . « ى » بهجاى كسره اضافه : كنجى غم / كنج غم ( مصراع پنجم پس از بيت 67 ) ؛ 4 . مطابقت صفت و موصوف به شيوهء متون كهنى مانند شاهنامه ( پهلوانان دليران ، بيت 98 ) اينگونه كاربردها را به تعبيرى مىتوان باستانگرايى برخاسته از توجّه به شاهنامه ناميد كه در ديگر منظومههاى پيرو فردوسى هم شواهدى دارد ؛ 5 . « خود » در معناى « او » ( بيت 117 ) ؛ 6 . فعل ماضى در مقام و معناى مضارع ، در اين بيت :
خجل گشتم كنون اندر ميانه / * من اكنون گر روم تنها به خانه
( بيت 185 ) ؛
هامش
( 1 ) . براى ديدن نمونههايى ، رك : فرهنگ بزرگ سخن ، ذيل « چه » .
( 2 ) . براى نمونه ، رك : شهريارنامه ، صص 5 - 6 .
( 3 ) . رك : داستان بيژن و منيژه از شاهنامهء فردوسى ، ص 367 توضيحات .