يا لقب ويژهء او را نياورده است « 1 » تا براساس آن بتوان تاريخ دقيق سرايش اثر را تعيين كرد . بااينحال ، در بيت :
كه در عهد سلطان حشمتمدار * سر سروران ظلّ پروردگار
( بيت 91 )
كاربرد واژه « سلطان » قرينهاى براى اين احتمال است كه شايد منظور ناظمشاه « سلطان » حسين صفوى است و منظومه نيز در عهد فرمانروايى او ( 1106 - 1135 ه . ق ) سروده شده است . طرح اين گمان از آنروى است كه در ميان شاهان صفوى - چه پيش و چه پس از شاه عبّاس - عنوان « سلطان » فقط در تركيب نام آخرين آنها ( شاه سلطان حسين ) ديده مىشود و ممكن است سراينده ، كلمه « سلطان » را به اين مناسبت در ستايش كلّى و مبهم او آورده باشد . اين نكته را هم نبايد از نظر دور داشت كه شايد ممدوح ناظم نه از فرمانروايان صفوى ، بلكه يكى از مهتران و حاكمان محلّى بوده است كه در اين دوره در پارهاى از نواحى ايران صاحب اقتدار بودند و از ادبا و سرايندگان هم حمايت مىكردند . « 2 »
مأخذ داستان بخش نخست منظومه ، به گفته خود ناظم ، شفاهى بوده و او آن را در شهر نجف شنيده و به نظم كشيده است :
مشرّف چه گشتم ز راه شرف * به پابوس سلطان تخت نجف
( بيت 97 )
. . . به گفتار اجداد و آباى خويش * حديثى شنيدم من اى پاككيش
( بيت 99 )
. . . چه بشنيدم اين قصّه را در زمان * فكندم به ميدان كميت بيان
( بيت 103 )
هامش
( 1 ) . ابهام و كلّىگويى ناظم رستمنامه در مدح مهتر خويش مشابه ستايش بىنام و نشان فردوسى از منصور بن محمّد بن عبد الرزّاق در شاهنامه ( رك : خالقى ، ج 1 / صص 14 - 15 / ب 146 - 160 ) و اشارهء بسيار كوتاه و ناروشن سرايندهء هماىنامه به امير زمان خود است . ( رك : هماىنامه ، ص 175 / ب 4330 )
( 2 ) . رك : تاريخ ادبيات در ايران ، ذبيح اللّه صفا ، ج 5 / بخش 1 ، صص 502 - 506 .