چيزى است كه در آن مقياسهاى شرعى ، از لحاظ مالكيّت و مصرف ، مراعات شده باشد ، چه بسيار چيزها كه بر حسب مالكيّت حلال است و بر حسب مصرف حرام .
و اينكه در حديث امام صادق « ع » آمده بود : « شترت را ببند و بر خدا توكَّل كن » ، اشاره به معناى درست « توكَّل » است . چون جهان را خداوند بر جريان اسباب قرار داده است . و همان اسباب نيز به لطف او كارآيى دارد ؛ پس هم بايد « شتر را بست » و هم « بر خدا توكَّل كرد » . اگر شتر را نبندى ، به اسباب كار عالم توجّه نكرده اى ، و اگر پس از بستن به خدا توكَّل نكنى ، اسباب را قادر بالذّات دانسته اى ، و اين چنين نيست .
قدرت و كارآيى اسباب نيز ، از مسبّب الاسباب است - چنان كه در دعاى هفتم ، از « صحيفهء سجّاديّه » آمده است :
« و تسبّبت بلطفك الأسباب »
.
ب - واقعيّت وجود انسان و خوردن حرام
قرآن
1 - * ( وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ ، إِنَّه كانَ حُوباً كَبِيراً ) * ، « 1 » . . . اموال آنان ( يتيمان ) را همراه اموال خود مخوريد ، كه اين گناهى بزرگ است ، ، شمارهء آياتى كه از خوردن حرام - به صورتهاى مختلف آن - نهى مىكند ، و همه به دليل مفاسد بزرگ حرامخورى است ، فراوان است .
حديث
هامش
« 1 » « سورهء نسا » : 2 .