مخصوص ايشان است ؛ و پس مانده اى كه از ايشان به ديگران مىرسد ، همان نيز نشانهء فضيلت و بزرگوارى اين گروه است . « 1 » با توجّه به اين طرز تصوّر ، بايد گفت كه پيشرفته ترين جنبشهاى انقلابى ( دگرگونساز ) ، كه تاريخ شاهد آن بوده است ، و استوارترين پيوند را با اصلاح اجتماعى داشته است ، مبارزه بر ضدّ استكبار اقتصادى است ، با هدف فرو كوفتن آن و ايستادگى در برابر سران قوم و مستكبران و ستم ايشان ، از آن دست كه انبيا « ع » براى آن برخاستهاند ، و اوصيا « ع » - با همهء امكانات خود ، تا حدّ اهدا كردن خون خويش و كسان و پيروانشان - به گسترش دامنهء آن پرداختهاند . و اين چيزى است كه دو شاهد روزگاران ، سرخى شفق شامگاهان و فلق بامدادان ، هماره گواه آن بودهاند و خواهند بود .
و قرآن كريم ، بر اين مبارزه سخت تأكيد كرده است زيرا كه هدف از دعوت قرآن برانگيختن مردمان به قسط و عدل است ، و زيرا كه همهء انقلابها و اصلاحات به اين اصل بستگى دارد ، چه هيچ چيز جامعه را اصلاح نمىكند مگر عدل - به تعبير مولا أمير المؤمنين « ع » . « 2 » و آشكار است كه براى برپا داشتن قسط در ميان مردم و سرشار گشتن زندگيها از آن ، تا زمانى كه استكبار و مستكبران ( بويژه مستكبران اقتصادى - سرمايه داران و سرمايه دارى ) در جامعه ها حضور دارند ، راهى وجود پيدا نخواهد كرد ؛ و تا زمانى كه اينان طرد نشدهاند هيچ امكانى براى هيچ حركت دگرگونساز و اصلاحى وجود نخواهد داشت ، چه آنان كسانى هستند كه - به تعبير پيامبر بزرگ « ص » - مال در ميان ايشان وفور يافته و آنان را به ناسپاسى ( و سرمستى و بيخبرى ) واداشته است « 3 » ؛ و همانانند خاستگاههاى تباهيها و بىبند و باريها و ستمگريها و عقب ماندگيها ؛ و به تعبير پيامبر بزرگ « ص » : باعث فتنه ها ( نابسامانيها و آشفتگيهاى اجتماعى ) ايشانند و تداوم آن زير سر ايشان است . « 4 » و به
هامش
« 1 » به اين موضوع ، به بيانى ديگر ، در « سرآغاز » اشاره كردهايم ( جلد سوّم ) .
« 2 » فصل 47 ، از باب 12 ( جلد ششم ) .
« 3 » « خصال » 1 / 164 ، نيز - فصل 3 ، از اين باب ( جلد سوّم ) .
« 4 » « مكارم الاخلاق » / 526 ؛ نيز - فصل 2 ، از اين باب ( جلد سوّم ) .