در نتيجهء آن ثروتمندان و وابستگان به ايشان پيوسته راهى بازارها مىشوند و پولهاى فراوانى را براى خريدارى اين گونه چيزها - به هر بهايى كه باشد - مىپردازند . و اين حالت بطبع به چنين نتايجى مىانجامد :
( 1 ) - بيزارى از فقيران و كوچك شمردن ايشان و به فراموشى سپردن آنان ؛ زيرا در شرايط ياد شده تهيدستان چگونه مىتوانند در بازارها حضور يابند و از آنجاها چيزى بخرند ؟
( 2 ) - گردآورى ثروتى انباشته و حرصورزيدن در راه آن .
و اين تنها يك گوشه از آسيبهايى است كه بهرهء ناكامان مىشود ، و جز اينها زيانهاى ديگرى است كه به ايشان و ديگران مىرسد . و آنچه از حديث - در جهت توضيح موضوع اين فصل - فهميده مىشود ، اين است كه انباشتن مال ، همراه است با نفرت از محرومان ، و دور داشتن آنان از ترازهاى زندگى ، و نرساندن حقوق لازم و گوناگون تهيدستان به دستهاى تهى آنان .
نيز رجوع كنيد به « نگاهى به سراسر فصل » .
2 - النّبيّ « ص » - فيما رواه الامام الباقر « ع » ، عن كتاب عليّ « ع » : . . إذا منعت الزّكاة منعت الأرض بركاتها . « 1 »
پيامبر « ص » - به روايت امام باقر « ع » ، از « كتاب على « ع » : . . . هر گاه از رسيدن زكات به مستحقان جلوگيرى شود ، زمين از بركات خود دريغ مىدارد . 3 - النّبيّ « ص » - فيما رواه الإمام الباقر « ع » أيضا : . . . و لم يمنعوا الزّكاة إلَّا
هامش
« 1 » « كافى » 3 / 505 .