تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
نمىدارد . ( 1 ) آيا خيال مىكنى كه چون خدا به كسى مالى دهد و او را در آن امين بداند ، به او اين اجازه را مىدهد كه اسبى را به ده هزار درهم براى سوار شدن خود بخرد ، در صورتى كه اسبى به بهاى بيست درهم براى او كافى باشد ؟ . . . و در قرآن بفرمايد : * ( وَلا تُسْرِفُوا ، إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ) * ، ؟ » . بنگريد ! پيش از اين گفتيم كه اموال ، از سوى خداوند ، بعنوان امانت و عاريه در نزد مالكان آنها گذارده شده است . اكنون به اين تعليم الهى توجّه كنيد كه مصرف شدن اموال را به دست صاحبان آنها به دو گونهء حلال و حرام تقسيم كرده است . حلال مصرف كردن به حد اعتدال و ميانه روى است ، و حرام مصرف كردن زايد بر آن . و به اين مطلب اشاره مىكند كه توانگران امين شمرده شدگانند از سوى خداوند در اموالى كه دارند ، پس لازم است ، چنان عمل كنند كه در امانت عمل مىشود . پس اگر ثروتمندان به اين منشور اسلامى كه از امام جعفر صادق « ع » صادر شده است - و ديگر احكام و مقياسهاى اسلامى مؤيّد آن است - عمل كنند ، و خوردن و نوشيدن و پوشيدن و سوار شدن و مسكن گزيدن و ديگر نيازهاى ايشان با ميانه روى همراه باشد ، و افزون بر آن را به فقيران و بينوايان و كم چيزان تقسيم كنند ، امكان آن هست كه در جامعهء اسلامى نيازمند و تيره بختى بهم رسد ؟ و آيا باز هم مفاسد سقوط آور و ويرانگر برخاسته از نيازمندى و ندارى ، راهى براى آشكار شدن پيدا مىكنند ؟ و كار تربيت و فرهنگ و علم و اخلاق و پيشرفت و سربلندى ، در جامعه هاى اسلامى به جايى مىرسد ، كه اكنون - در بسيارى موارد - در زندگى قشرهايى چند با آن روبرو هستيم ؟

ز - تبذير و نهى قاطع از آن