استخوانهايى كوفته و خرد شده ؛ و رخسارهايى شاداب و در كنار آنها چهره هايى فرو پوشيده از تارى و خوارى .
و اكنون هنگام آن رسيده است كه پرسش طرح شده در « مرحلهء نخست » پاسخ داده شود : « فقر و گرسنگى و ناكامى از كجا مىآيد ؟ » ، پيامبر بزرگ « ص » با گفتهء خود ما را از پاسخ دادن بىنياز ساخته است :
« إنّ الله جعل أرزاق الفقراء في أموال الأغنياء ، فإن جاعوا و عروا فبذنب الأغنياء « 1 »
- ( 1 ) خداوند روزى فقيران را در اموال ثروتمندان قرار داده است ، پس اگر كسانى گرسنه يا برهنه بمانند ، سبب آن گناه ثروتمندان است » ؛ و امام جعفر صادق « ع » كه فرموده است :
« إنّ النّاس ما افتقروا ، و لا احتاجوا ، و لا جاعوا ، و لا عروا إلَّا بذنوب الأغنياء « 2 »
- ( 2 ) مردم جز به گناهان توانگران ، فقير و محتاج و گرسنه و برهنه نخواهند شد » ؛ و امام موساى كاظم « ع » كه فرموده است :
« . . . لو عدل في النّاس لاستغنوا « 3 »
- ( 3 ) اگر عدالت در جامعه وجود داشته باشد ، همه بىنياز خواهند گشت ( و فقيرى و كمبوددارى و نيازمندى يافت نخواهد شد ) ؛ و امام حسن عسكرى « ع » كه فرموده است :
« . . . أغنياؤهم يسرقون زاد الفقراء « 4 »
- ( 4 ) ثروتمندان مردم توشهء فقيران را مىربايند » .
و بايد بر اينها همه ، ديگر دستورها و تعاليم اسلامى را افزود ، كه در بارهء اين موضوع تأكيد كردهاند .
بىچيزى و ناكامى ، به « دلايل نقلى » ، همچون « آيات تقسيم » و احاديثى كه نمونه هاى آن گذشت ؛ و به « دلايل عقلى » ، يعنى واجب بودن عدل - كه آشكار است - به هيچ روى به خداى متعال نسبت داده نمىشود ، بلكه به جلوگيرى اغنيا از رسيدن اموال فقيران به دست ايشان و گناهان و ستمگريهاى اين قشر نسبت داده مىشود . و از « تعليم كاظمى » ياد شده چنان برمىآيد كه وجود فقر در ميان مردم دليل است بر حضور ظلم در اجتماع ، و گر نه « چون در ميان مردم به عدالت رفتار شود ، همه بىنياز مىشوند » . و براستى چنين است .
هامش
« 1 » « مستدرك الوسائل » 1 / 509 .
« 2 » « وسائل » 6 / 4
« 3 » « كافى » 1 / 542
« 4 » « مستدرك » 2 / 322 .