تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
* ( 177 ) پس نظام قفسى آهنين بساخت . . . : اين قسمت از حكايت نيز با وقايع تاريخى نمىخواند و چنان كه در معرفى ابو نصر كندرى گذشت ( توضيح * ( 169 ) ) وى را مىكشند و سرش را به كرمان مىفرستند . * ( 178 )
وَ اللَّهُ يُؤْتِي . . . :
و خداوند سلطنت را به هركه بخواهد مىدهد . بخشى است از آيه 247 - بقره . * ( 179 ) الّا اكن . . . : هرچند من تمام سلاح‌پوش نباشم - به عزم و رأى استوار نشاندار و شهره‌ام - من بنفس ، دليرم و به دل شجاع و بىباكم ، دستم مؤيّد و يارى شده و كمربندم محكم است . * ( 180 ) اذا نحن . . . : چون ما ترا ستايشى نيكو بگوييم ، تو همچنانى كه ما به نيكى ترا ثنا گفتيم بلكه بالاتر از ثناى ما هستى . بيت از ابو نواس است از قصيده معروفش با مطلع :
ملكت على طير السعادة و اليمن * و حزت اليك الملك مقتبل السّنّ
* ( 181 ) فيا ملك الكفاة . . . : اى ملك الكفاة ، هرگاه كه بر كاردانى و فرمانروايى خود مىبالى و اى سند الملوك ، هروقت كه بر مسند نشينى . از عدل و دادگرى تو بوى خوش « خيرى دشتى » مىپراكند ، و باد صبا تندرستى مىيابد و باد صرصر ، بيمار مىگردد . هزاران سال از بزرگيها برخوردار باشى اى سرور من ! و تا روزى كه گل نرگس خوشبوست و عطر مىپاشد ، در سلطنت پايدار مانى .