كردار حاكم استفسار نمودى . تا اينكه هنگام استرخاص تو مشغول به چه كار بود ؟ عرضه داشت محاسن خود شانه نمودى . خليفه بفرمود به آب و گلاب شستشو نموده عرضه داشت نه . فورا بر عزلش فرمان راند :
آنكه بر ريش خود نبخشد * به دل ريش رعايا نخواهد بخشود
اين اشاراتى است بر اينكه از جزئى به كلى پى توان برد . زيركان و هوشمندان و مدققان بر حركات و سكنات و گفتوشنود و فروش و خريد خلايق درنگرند و فرو بروند البته حق فطرت و شرط جبلت شخصى را دريابند . از غايت غفلت اهتمام در اين نكته را چون غالب غافلند در چند مورد در ضمن حديث و حكايت اشارت رفته است .
حريصان و مالاندوزان پيوسته از ارباب دول و گردكنندگان مال سخن رانند . مگر اصحاب منابر و خانقاه كه غالب دنياطلبان و حريصانند ، بر خلاف عقيدت سخن گويند و اين را وسيله تحصيل مال نمايند :
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مىكنند * چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند
فعل ايشان گواه كذب ايشان است . حريصان جاه و رياست پيوسته از صاحبان مناصب و استيلا سخن كنند . بندگان شهوت از محبوب و معشوق خط و خال غنج و دلال حسن معاشرت و نكات مباشرت قصّه رانند . طالبان قرب به مقرّبان بارگاه صمدّيت از زهد و تقوى و انقطاع و انزجار از دنيا و اهل آن و پوشيدن چشم از زخارف و ذخاير و اجتباب و احتراز از لذّت شهوانى و محظورات و شهويات