باب اندر صفت [ روباه ] و آفرينش مردم
اگر مردى بينى پير ، لاغر ، تيز دندان ، ناقص زنخ ، سست گوش ، گونه گاهها برآمده ، گرد چشم ، موى او چنان كه گوئى به شانه زدست ، شهلا چشم ، ابرو پيوسته ، چرب دست ، فراخ كتف ، برخدّهاى او گوشت نه ، باريك ساق ، بدان كه آن مرد ناشايست است و پليد و محيل و بسيار دوست و هواخواه و گوشت دوست دار ، و اين صفت روباه است .
باب اندر صفت گرگ و آفرينش مردم
اگر مردى را بينى بينى او اندر كشيده ، چشم شهلا ، پيوسته ابرو ، تنك اندام ، فراخ سينه ، ميانه ساق ، جعد موى ، دلير بىباك ، بدان كه او را دين نيست و بازى دوست است و حريص ، و در كار اين جهان و گرد كردن خواسته و عقار مولع و سخت بخيل و طامع و بزرگ همّت و بزرگ تدبير و مكابر و دشمن همهكس ، و اين صفت گرگ است .
باب اندر صفت يوز و آفرينش مردم
چون مردى را بينى ماليده [
b
24 ] بينى ، گل روى به يك ديگر آورده زشت ، بر خدّ راست او خالى ، فراخ دهن ، به روى اورنگ اشك ، كفهاى او پهن ، ميان پيشانى گشاده ، بدان كه آن مردى است با قوّت و معجب ، شمّهاى تندى و تيزى دروى ، دوست دارندهء غلام و نبيذ ، و صبور بر نشستن به يك جاى و بسيار آزمايش ، و اين صفت يوز است .
* * *