اختصار كرديم و از آفرينش حيوان و طبايع و صفت ايشان با صورت مردم نمودارى پديد كرديم .
باب اندر صفت شير و آفرينش مردم
گفت چون مردى را بينى كه موى او فرو آمده بود يعنى جعد نباشد و رنگ او ملوّن بود و سينهء او فراخ و بزرگ و سر وى بزرگ و پيشانى فراخ و بالا معتدل و تيز دندان و درهاى بينى او فراخ و روى او صافى و چشم او شهلا يا ازرق بدان كه او مرد سخت بزرگ و بلند همّت و فضله جوى است و نيكى بسيار كند با مردم و مرو را خويش و پيوند بسيار بود و همواره با نشاط و خرّمى بود و علم دوست دارد و گرد كردن كتابهاى خداى تعالى ، و بخيلان را دشمن دارد و بر راى خويش معجب بود و بردبار و سپاس دارندهء نعمت و دوست دارندهء بازى و نبيذ ، و اين طبع شيرست .
باب اندر صفت پلنگ بر آفرينش مردم
اگر مردى بينى كه سر او بس عظيم بود و اندام او معتدل و گردنش ستبر و چشم او شهلا و ابروى او پيوسته و موى او بسيار و دندانها مختلف ، يك يك تيز ، خالى اندر چشم ، كفهاى او سخت فراخ و ستبر ، بينى اندر [
a
24 ] كشيده بدان كه او مردى بود طامع و حريص و با قوّت ، و با قوّتش ترسندگى ، و دوستدار نبيذ و صبوح و جماع ، و تيز و تند به وقت خشم پس آن دارد ، امّا معدهء او تباه بود و بسيار خورد و خوردن او گزاينده بود و پيشتر آنكه به پيرى رسند . اين است صفت پلنگ .
* * *