و اگر اندران آتش باشد دليل ضلالت « 1 » و بىكارى باشد .
[ الر . . . ]
و زدن آتش دلالت كند بر تفتيش كردن كارها [ ى ] پوشيده كه اندر ظاهر شدن آن خطرها باشد .
و اگر بيند كه آتش انداخت از سنگ و آهن به دو كس از نزديكان سلطان استعانت كند كه يكى ازيشان صاحب قوت باشد از خانهدانى « 2 » اصلى و يكى دلسخت باشد .
و اگر زنى بيند كه آتش زد و روشن گشت وى را پسرى آيد .
و اگر بيند كه آتش همىزد و بيرون نيامد طلب كارى كند و برنيايد .
[ الكى ]
و اگر بيند كه كسى وى را داغ كرد بعضى گفتهاند منع زكات كند و بعضى گفتهاند گنجى يابد و در معصيت خرج كند ، قال اللّه تعالى :
« [ وَ ] الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ »
، الآيه .
و گفتهاند دليل بخل باشد ، و گفتهاند دلالت كند بر سختى سخت كه از داغ كنند بدان شخص رسد .
و گفتهاند اگر بيند كه رگى از رگها [ ى ] خود داغ كرد وى را دخترى آيد ، يا زنى كند ، يا مردى بيگانه [ را ] نظر بر زن وى افتد . [ 41 الف ]
و گفتهاند داغ دلالت كند كه بيننده عمل پادشاه كند ، و بر خلاف سنت رود .
و نيز دلالت كند كه وى را رنجى رسد كه از مداواة آن عاجز آيد .
السراج
بدان كه ديدن چراغ و شمع و قنديل و مشعله جمله دلالت كند
هامش
( 1 ) - اصل : ظلالت ( شايد اصل آن « بطالت » بوده )
( 2 ) - ( - خاندان )