شادى و نعمت و بركت عموم خلق را ، و اندران موضع كارى مرده زنده گردد ، يا بينندهء خواب را خاصه كارى مرده زنده شود . قال اللّه تعالى :
« وَ أَحْيَيْنا
« 1 »
بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً »
، و قال جل ذكره :
« وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً »
، و قال عزّ اسمه :
« فَإِذا أَصابَ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ »
.
و اگر بينندهء اين خواب در غمى باشد فرج [ يابد ] ، و اگر مديون باشد دين گزارد ، و اگر از چيزى نوميد شده باشد آن چيز به دو باز رسد و نعمت و فراخى يابد [ 59 الف ] ، قال اللّه تعالى :
« وَ هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ »
.
و اگر چنان بيند كه بىواسطهء ابر باران باريد آن همچنين باشد كه ياد كرديم ، و نيز گفتهاند دلالت كند كه رزقى به بيننده رسد كه وى بدان طمع نداشته باشد .
و اما اگر چنان بيند كه آن باران نه عام بود ، بل كه اندر موضعى مخصوص بود چون شهرى يا ديهى يا محلتى و اندر ديگر مواضع نبود ، بعضى از معبران گفتهاند كه دلالت كند بر خوف و لشكر بيگانه - و خصوص كه اندران باران زحمتى « 2 » ديده باشد ، مثل رعد و برق و غبار و سيل .
و بعضى گفتهاند باران خاص دليل يافتن نعمت باشد ، و بشارت آن قوم را همچنان كى باران عام دليل نعمت و بشارت است عامهء خلق را .
و ديدن باران چون نه در وقت خود باشد دلالت كند بر لشكر بيگانه ، و خصوص كه مردم را بدان احتياج نباشد يا اندران مضرتى ديده باشد اندر خواب .
هامش
( 1 ) - اصل : فاحيينا
( 2 ) - اصل : رحمتى