تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة التحبير 82

مساهمون:

صالتحبير ٨٢

برف [ 59 ب ]

و باريدن برف هم‌چنين اگر در وقت و موضع خود . . . . « 1 » معتاد باشد دلالت كند بر فراخى . . . . و اگر نه در وقت و موضع خود باشد . . . . باشد دلالت بر مشقت و عذاب و لشكر بيگانه كند و خصوص كه آن برف را نه بر رنگ خود بيند ، مثل آنك رنگ آن سياه يا زرد يا سرخ بيند . و بر سر برف نشستن و خفتن و ايستادن دليل حبس باشد . و يافتن سرما از جهت برف دليل فقر بود . و اگر چنان بيند كه برف بر وى باريد يا بر زمين باريد و در حال گداخته شد بيننده اگر در غم باشد و اگر در شادى آن حال زود بر وى بگذرد .

تگرگ

و ديدن تگرگ نيز اگر بسيار باشد و بيرون از عادت خود باشد آن دلالت بر خشم و قهر كند از جهت پادشاه ، و بر ستدن مال از رعيت به طريق ضرب و قهر . و اگر اندك باشد اندران خوفى نباشد و دليل فراخى بود . و اگر بيند كه چند دانه معدود [ 60 الف ] ازان بيافت به عدد آن دانها مرواريد بيا [ بد ] .

يخ

و يخ اندر تأويل چون در دريا و رودخا [ نه ] . . . . مثل آنك بيند كه آب دريا و . . . . آن نه محمود بود و دليل غم و اندوه . . . . باشد
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين‌هاى محل پارگى ورق است و در هر مورد سه چهار كلمه از ميان رفته است .