و اگر بيند كه ابر مطيع وى شده بود پادشاهى « 1 » عالم يا حكيم مطيع وى گردد .
و اگر چنان بيند كه ابر يا پارهاى از ابر در دست داشت و ازان باران همىباريد علم و حكمت آموزد به مردم ، يا مال يابد و بر خلق نفقه كند .
و اگر بيند كه خانه بر ابر بنا كرده بود مال يابد يا زنى توانگر زن كند .
و ديدن ابر سپيد چون با باران باشد اندر تأويل پادشاهى عادل باشد صاحب دين [ و ] سخى ، و اگر بىباران باشد اندر تأويل جور ملوك و خيانت تجار بود و بخل علما به علم .
و ديدن ابر سياه اندر تأويل اگر با باران باشد پادشاهى بود كه از وى منفعت به خلق رسد و مردم را ازو خوف باشد ، و اگر بىباران باشد دلالت كند بر ظلم و فتنه و خشم پادشاه .
و اگر با آن ابر رعد [ و ] برق باشد اندران خوف زيادهتر باشد .
و اگر چنان بيند كه از ابر زر يا نقره يا لعل و فيروزه و مانند [ 57 ب ] بر وى همىباريد از حكيمى حكمت آموزد و وى را ازان منافع دنياوى رسد .
و باريدن طعامها از ابر چون نان و آرد و گندم و مانند آن دلالت كند بر فراخى نعمت و انعام پادشاه در حق رعيت .
و اگر چنان بيند كه از ابر باران عام باريد پادشاه بدان طرف اميرى عادل فرستد كه مردم [ را ] از وى منفعت باشد .
هامش
( 1 ) - اصل : يا پادشاهى .