اگر نعلين وى سياه باشد سفر كردن او از بهر دين بود .
اگر سرخ بود جهت بازى و خرمى باشد .
اگر زرد باشد بيمارى و غم بود .
اگر رنگرنگ باشد شوريدن « 1 » كار او باشد .
اگر بيند كى او را نعلينى دادند و او اندر دست گرفت يا جايگاهى با خويشتن داشت در خانه يا در جامه او زنى يابد كى او را بدارد .
اگر نعلين راست پيراسته نبود زنى را بياود [ د ] وشيزه . اگر پيراسته بود و هنوز در پاى نكرده باشد همين حكم دارد .
اگر آن نعلين كه بيافت [
a
181 ] سياه باشد آن زن كه يابد خداوند خواسته و مهترى بود .
اگر سبز بود ديندار بود .
اگر سرخ بود خندناك و بازىگن « 2 » بود .
اگر زرد بود بيمارگن باشد .
اگر سپيد بود نيكوروى و پاكيزه باشد .
اگر رنگ « 3 » رنگ بود آشفته باشد .
اگر از پوست گاو بود زن عجمى باشد يا مولائ عرب .
اگر از پوست شير و ديگر ددان و درندگان بود او را بدان چيز باز بايد خواندن .
اگر بيند كى به نعلين همىرفت و يك « 4 » پاى از وى بيفتاد و به پاى ديگر مىرفت از برادرى يا خواهرى يا هنبازى جدا شود اندر سفر به مرگ يا به زندگانى .
اگر بيند كى به قهر ازو بستدند يا بسوخت آن مرگ زنى بود .
پس اگر ازان نعلينها بود كى آن را به سفر بازخوانند آن سفر تمام نگردد .
اگر نعلين از پوستى بود كى نشايد كى ازان نعلين كنند آن زنى از گوهرى بود كى به گوهر آن پوست ماند .
هامش
( 1 ) - اصل : سوربذن
( 2 ) - بازى كن ؟
( 3 ) - اصل : انك
( 4 ) - اصل : ربك