اگر بيند كى با ترسايان اندر كليسياست و سخنهائ گويد كى اصلى ندارد بر مذهب قدريان است ، چى سخنان ايشان به سخن قدريان نيك ماند .
اگر بيند كى راهب است و انجيل همىخواند خويشتن را در كارى افگند كى ازو [
b
180 ] برداشته باشند .
اگر بيند كى بر صليب بوسه داد بر مردى چنين كى ياد كرديم نفرين كند .
اگر بيند كى عالمى گشت از عالمان ايشان و راهبى او خداوند بدعت عظيم است .
اگر ترساى به خواب بيند كى اصقف « 1 » ايشان گشته بودى او مهترى يابد اندر ميان ايشان .
اگر بيند كى انجيل خواندى و نه اهل خواندن آن بود او را بلاى و غم عظيم رسد .
باب رؤية النّعلين اندر ديدن نعلين
پسر سيرين گفت اگر مردى بيند كى نعلين اندر پاى كرد زنى به زنى كند .
كندن نعلين طاعت خدا بود و كردار نيك ، و بود كى جدا شدن يك پاى ازو جدا شدن هنبازى و رفيقى باشد ازو .
اگر بيند كى با هردو نعلين همىرفت پاى بر زمينى نهد از زمينهاى عرب .
ديگرى گفت اگر بيند كى بند نعلين راست اندر پاى كرد و اندر راه راست مىرفت او سفر كند .
اگر بيند كى بند نعلين او يك پاى گسسته بود زن را دو طلاق بدهد .
پس اگر بيند كى بند او تمام بگسست يا بريده شد او را حالى افتد كى ازان سفر بازماند .
هامش
( 1 ) - اصل : اصقفايشان ( - اسقف ايشان )