باب رؤية النّوره اندر ديدن آهك
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى آهك كرده بودى و از موى پاك شده اگر غمناك بود بىغم گردد . و اگر درويش بود توانگر گردد . اگر توانگر و پادشاه بود ازان مرتبه بيفتد و درويش گردد .
اگر بهرى از موى او برود و بهرى بماند غم او بهرى برود و بهرى بماند .
اگر بيند كى هيچ كار نكرد آن كار بر وى تمام گردد .
اگر بيند كى اندر گرمابه شد و آهك كرد تعبير آهك بايد كردن و گرمابه در باقى كردن ، جهت آنك فعل آهك قوىتر است از فعل گرماوه .
باب رؤية النّبات اندر ديدن رستنيها
ترهجاى « 1 » كى نه جاى آن بود مردى باشد ، و همه نباتها همچنين مردى بود غريب كى اندران موضع آمده بود به دامادى يا به هنبازى .
و همه درختها و نباتها چون دانى و شناسى و به جاى خويش بينى نيك بود ، و درختانى كى ايشان را [
a
180 ] ساق نبود در تأويل كم ازان باشند كى ساق دارند .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( - جائى )