باب رؤية نسج الاثواب و غيره
پسر سيرين گفت اگر بيند كى جامه همىتافت « 1 » يا بارس « 2 » همىكرد او سفرى كند بر حدّ درازى و كوتاهى جامه .
اگر بيند كى جامهاى همىبيند « 3 » هم سفر بود ، و اين بهتر از تافتن .
اگر بيند كى جامهء تمام بتافت و فرو برّيد او را ازان كارى كى اندروست گسسته شود ، و به آخر رسد اگر جنگ بود ، و اگر جستن كارى ، و اگر زندانى و سفرى و آنچ بدين ماند .
اگر بيند كى به جز جامه چيزى ديگر بافت « 4 » كى مردمان را بافتن آن عجب آيد و چندانك هست ازو نيافت آن كار كى همىجويد و همىخواهد چندان بياود كى ازان بافته « 5 » بيند و لكن ازان رسواى يابد .
اگر بيند كى تمام ببافت و فرو بريد آن كارى كى همىجويد تمام گردد ، و هر بافتنى « 5 » كى از پنبه و ابريشم و پشم بيند نيكى بود كى بيابد از حلال حلال و از حرام حرام .
باب رؤية النّصرانيه اندر ديدن ترساى
اگر بيند كى ترسا گشته بودى مذهبى دارد نزديك به دين ترساى - يا بر مهتر خويش مخالف شود ، يا بر پدر و مادر ، يا بر كنيزكى كه عيالش بود .
اگر بيند كى ترسا را نماز همىبرد تبع مرد قدرى گردد .
اگر بيند كى اندر كنشتها نماز همىكند او را به هواى ترسايان و جهودان سخن گويد و دين ايشان دارد يا گوائ دهد به دروغ « 6 » .
هامش
( 1 ) - اصل بىنقطهء حرف اول ، ضبط براساس سطر 6 و 5 است ، شايد : بافت
( 2 ) - كذا در اصل ( شايد : پارش ؟ - پارهاش )
( 3 ) - كذا در اصل ، ظاهرا : پيچد
( 4 ) - كذا باء در اصل
( 5 ) - بدون نقطهء اول در اصل
( 6 ) - اصل : ندروغ ( نه دروغ ؟ )