باب رؤية القلم اندر ديدن قلم
يكى از عالمان گفت كى قلم مرد بزرگ مايه بود .
اگر بيند كى از بهر خويش قلم نيكو كرد او را اندر دو جهان بزرگى بود ، يا چيزى ياود كى هيچكس از خاندان او نيافته باشند و نه آن ماندگان او .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كى قلمى اندر دوات نهاد زنش آبستن گردد به فرزند نرينه .
اگر بيند كى قلم از دوات برگرفت او را پسرى آيد .
اگر بيند كى قلمى بيافت علمى بياود .
اگر بيند كى بر زمين بنبشت « 1 » آن علم كى بياود در آن معنى بود كى بنويسد ، يعنى كى اگر شعر نوشت علم شعر ياود ، و اگر چيزى ديگر همچنين .
اگر مردى بيند كى او قلم چند يافت او را چند پسر آيد ، و بود كى بسيارى قلم بسيارى مردمان باشد .
باب رؤية القرآن و قراءته اندر ديدن قرآن و خواندن آن
دانيال گفت اگر مردى بيند كى قرآن سرتاسر بخواند او را عمر سپرى شده است .
اگر بيند كى نيمى قرآن خواند او را نيمى عمر گذشت .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كى قرآن همىخواندى او مردى باشد كى دست در قرآن زده است و بدان كار مىكند .
هامش
( 1 ) - اصل : بنشست