پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كى ماه و آفتاب را بيافت پادشاهى و نيكى عظيم بياود از قبل خليفه يا وزير او .
اگر كسى بيند كى ماه در خانهء اوست پادشاهى و نيكى ياود .
اگر ماه را در كسوف بيند و ستارگان كى گرد وى بودند پراگنده شده وزير آن زمين هلاك شود و مردم او پراگنده گردند .
اگر بيند كى به ماه اندر آويخت از سلطان نيكى بود و پادشاهى .
اگر بيند كى ماه بگرفت بر زمينى پادشاه آن زمين از حال خويش بگردد يا بدين زمين سخطى اندر آيد .
اگر دو ماه را عظيم روشن بيند و گرد هر يكى ستارگان روشن و يكى نزديك آن ديگر همىرود آن دو پادشاه باشند كى آهنگ يكديگر دارند و ميان ايشان جنگ افتد . چيرگى آن را بود كى روشنتر بيند . اگر ازان دو يكى كوچك باشد و يكى بزرگ و بزرگ سوخته شود كوچك چيره شود .
اگر [
b
147 ] زنى بيند كى ماه اندر كنار او افتادى او را يكى از پادشاهان به زنى كند .
اگر يكى بيند كى ماه همىفروشد كارى بود كى همىجويد و اندران نرسد .
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى سه ماه برآمد بر آسمان فتنه بود كى اندران زمين افتد و خلاف از جهت پادشاهان .
پس اگر بيند كى ماه بشكافت تباه شدن دين مسلمانى بود و بيرون آمدن مردى از خارجيان .
كرمانى گفت اگر كسى بيند كى ماهى از جاى خويش برآمد - بىوقت آنك آمدن او بود - آمدن ملك بزرگمايه باشد بدان زمين ، يا پديد آمدن فتنه يا كار بزرگ كى آنجا ظاهر گردد . اگر برآمدنشان نه از جاى خويش باشد زيانى به مردم آن جايگاه رسد .
اگر بيند كه ماه يا « 1 » ستارگان برآمد و ناپديد شد كارى بود كى به هيچ حال تمام نگردد .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( با ؟ )