تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 271

مساهمون:

صخوابگزارى ٢٧١
آيد كه بدان خرم شود . و هرچ از طيب سياه بود زندگانى و مهترى بود ، و بود كه ازو سخنهاى گويند كه اندرو باشد . اگر بيند كه ذريره بر اندام « 1 » كرد سخنى و ستايشى بود كه اندر وى گويند و اندرو نبود . پسر سيرين گفت دخنه دوست [ دارم ] كه آن نيز هم‌چون ذريره بود ، از بهر آنك اينها بر تن و جامه نپايند مگر آنك بوى درگيرند . و گفت روغن‌بان تا مشك اندرو نبود دوست ندارم . عنبر و ديگر اخلاطهاش نيك‌اند « 2 » .

باب رؤية الطّلاق المرأة

اگر بيند كه زن را طلاق بداد او [
a
134 ] از پادشاهى معزول گردد . اگر او را سه چهارى از زن و كنيزك باشد بعضى از پادشاهى او برود . پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه زن را طلاق بداد و ديگرى را به زنى بستد او نيكى بياود از آنك از پس خواهد ، و تأويل آن بهتر كه خواهد از آنك طلاق دهد . و هم او گفت كه اگر يكى پادشاهى دارد و زن را طلاق دهد معزول گردد . اگر بيند كه زن را طلاق داد و ازان سبب غمگين گشت و يا خود از جهت زنان غمگين بود فرج ياود .

باب رؤية الطّرد

اگر بيند كه بحرئ بر چيزى بنگاشت زنى به زنى كند « 3 » .
هامش
( 1 ) - اصل : آندام ( 2 ) - اصل : آند ( 3 ) - موضوع معلوم نشد [ شايد مراد نكاح باشد . م ]