باب رؤية الصّوت اندر ديدن بانگ
بانگ و نام مرد و فخر او اندر ميان مردم بر آن حدّ بود كه بانگ و شنواى « 1 » او بود .
باب رؤية الصّوم اندر ديدن روزه داشتن
كرمانى گفت [
b
125 ] اگر كسى بيند كه به روزه است يا لگامى بر دهان او كردهاند دست بازداشتن بود از حرام معصيت .
پس اگر او بر سخنى بود كه دليل بر خواستهء اين جهانى كند يا تباهى دين ، بدان برسد ؛ و بود كه نيكويى باشد كه از برادر يا مانند آن چشم دارد و بدان نرسد .
باب رؤية الصّدر اندر ديدن سينه
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه صدر او فراخ گشت آن زيادتى و افزونى بود اندر دينش . پس اگر تنگ بيند آن كفر بود .
كرمانى گفت فراخى و تنگى سينه به سخاوت و بخيلى تأويل بايد كرد و سترگى و بردبارى .
هامش
( 1 ) - ( - شنوائى )