باب رؤية الذّئب « 1 » اندر ديدن گرگ
گرگ پادشاهى بود ظالم [ و ] دزد و ضعيف و دروغ زن و مخالف ، و هركسى كه با وى كارى كند با مردى كند برين صفت .
باب رؤية الذّباب « 2 » اندر ديدن مگس
مگس كسى بود سفله از مردمان .
اگر بيند كه مگس راند از مردمان دون سخنى بشنود و او را سخت آيد .
باب رؤية الذّنب و الذّؤابه اندر ديدن دم و گيسو
اگر بيند كه مرورا دم بودى يا گيسو اندر تأويل نيك بود ، از بهر آنك اين هردو اندر تأويل تيغ باشد . و گيسو را بر « 3 » كسى كه برو عزيز بود تأويل كنند .
باب رؤية الذّبح [
a
103 ] اندر ديدن كشتن
اگر كسى بيند كه او مردى را بكشت چنانك گوسفند را كشت كشته بر كشنده ظلم كند اندر دينش .
هامش
( 1 ) - اصل : الذنب
( 2 ) - اصل : الذبل
( 3 ) - اصل : بايا