باب رؤية الذّرة اندر ديدن ذرة و گاورس
گفت خواستهاى [ است ] كه بيرون آمدنش بسيار بود .
باب رؤية الذّهب اندر ديدن زر
پسر سيرين گفت اگر بيند كه زر يافت نه نيك بود .
كرمانى گفت اگر مردى بيند كه زر يافت يا سيم او را غرامتى رسد و خواستهء او از وى بشود . اگر كاركرده بود آن زر و سيم اندر تأويل آسانتر بود . و هرچ [
b
102 ] صحيفه و سبيكه بود سختتر .
دانيال گفت زرّ همه غم و اندوه بود .
پيغمبر گفت زر شدن خيرى « 1 » بود ، جهت آنك زر را به تازى « ذهب » خوانند .
اگر بيند كه فراز گرفت يا اندر خانه بر برد غم و اندوه بود .
باب رؤية الذّوب اندر ديدن گداختن زر و سيم
پسر سيرين گفت و كرمانى كه اگر بيند كه زرّ يا ارزيز يا سيم يا آهن يا روى همى گداخت اندر زبان مردمان افتد « 2 » .
هامش
( 1 ) - ( ؟ )
( 2 ) - اصل : آفتد