باب رؤية الدّف اندر ديدن دف زدن
دف زدن شهره شدن و رسوا گشتن بود .
اگر با كنيزكى بيند مشهور شود ، و اگر با زنى بيند همچنين .
اگر برنا بيند آن دشمنى بود كه شهره گردد .
اگر بيند كه پيرى دفى به دو داد آن بخت او بود كه شهره شود .
باب رؤية الدّوات
اگر بيند كه دواتى بيافت او را با خويشاوندان جنگى افتد . پس اگر با خواب سخنى بود كه بر « 1 » نيكى دليل كند خويشاوندى را به زنى كند .
باب رؤية الدّيك [
a
100 ] اندر ديدن خروس
اگر بيند كه خروسى را بيافت بر مرد پارسى مهترى ياود .
اگر بيند كه خروسى را بكشت بندهاى را اندر ياود .
اگر بيند كه با خروسى جنگ همىكرد با مردى بدين گونه جنگى افتدش .
هرچ اندر تن خروس بينى اندر بندگان بود .
اگر بيند كه او را بچهاى دادند ازان خروس بندهء خردك بياود يا پسرى .
هامش
( 1 ) - اصل : كبر