باب رؤية الدّرع اندر ديدن زره
اگر كسى بيند كه زرهى پوشيده بودى از بسى بلاها ايمن گردد و كارهاش استوار شود .
باب رؤية الدّخان اندر ديدن دود
اگر بيند كه دودى از مشرق برآمده بودى يا از مغرب آن غمى بود يا از رهى « 1 » كه اندر مردم افتد « 2 » و پادشاهئ كه بياود .
باب رؤية الدّراج
درّاج زنى بود نه موافق ، و اندر دين وى نقصانى بود .
پس هرچ بيند كه با وى مىكند با زنى كند چنين .
باب رؤية الدّبر اندر ديدن دبر
اگر بيند كه از دبرش كرم بيرون آمدى چنانك مار يا ديگر گونه و بسيار بيند عيال و خواستهش بشود .
اگر آنچ بيند خون بيند و او ازان آلوده نگردد او از بزه بيرون آيد [
b
100 ]
هامش
( 1 ) - اندهى ( ؟ )
( 2 ) - اصل : آفتد