اگر بيند كه موى اندام همىسترد او از غمى بيرون آيد .
اگر بيند كه آهك بر كرد و آهك او را از موى پاك كرد درويش گردد ، و اگر درويش بود توانگر گردد .
ابو عبد اللّه گفت اگر كسى بيند كه اندر گرماوه شد و گرماوه سرد بود او را غمى رسد و لكن زيان نداردش .
و اگر بيند كه اندر گرماوه شد و سر نشست او را غمى رسد .
اگر بيند كه سر شست از غمى بيرون آيد ، اگر غمناك بود - و اگر بىغم بود توبه كند از كارى كه اندر دست دارد .
اگر بيند كه جنب بودى غمگين بود . اگر غسل كند از غم بيرون آيد .
اگر بيند كه آهك [
b
77 ] بر كرده بود و آن آهك فرو نشست وى اندر غم بماند ، و اگر بشست غمى كه دارد « 1 » از وى بشود .
اگر بيند كه سر به گل همىشست و گل بر سر او بماند آن غم بود .
اگر بيند كه بشست آن غم از وى بشود .
اگر بيند كه آب گرم بر سر ريخت نيك نبود .
دانيال گفت سر شستن را اصل تأويل آن است كه از بيمارى بيرون آيد ، و اگر فام دارد بگذارد .
پس هرك درين مسئلهء گرماوه و سر شستن و طهارت كردن و وضو ساختن بيند ببايد دانستن كه تأويل آن نيك است .
اگر بيند كه آب گرم گرماوه بخورد او را بيمارى رسد از تب و سرما .
اگر بيند كه از خانهء دومين خورد تب سختتر بود .
اگر بيند كه از خانهء سوم خورد او را برسام بود .
اگر بيند كه سر بشست از پس آب خوردن او را رهايى « 2 » بود .
* * *
هامش
( 1 ) - اصل : دراد
( 2 ) - اصل : رهاء