زنند و خواسته از وى بشود . چى پوست مردم پردهء مردم بود و بيرون شدنش از جهان و دست بازداشتن از خواسته پيش از مرگ يا پس از مرگ . [
b
66 ]
باب رؤية الجوع اندر ديدن گرسنگى
اگر بيند كه گرسنه بودى او خواستهاى بيابد بدان حدّ كه گرسنگى بيند .
باب رؤية الجراحة اندر ديدن جراحت
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه او را جراحتى رسيد فرزندى يابد و يا خواستهاى ، و بعضى گفتند خواسته بود كه از وى بشود .
اگر بيند كه خون به اندام او فرو همى آمد او را غرامتى رسد و از بزه رهايى « 1 » ياود و به مردم خويش رسد به سلامت .
باب رؤية الجرب اندر ديدن گرّ
اگر بر اندام گرّى بيند خواستهاى بيابد بر حدّ قوّت آن گرّ كه ديد .
باب رؤية الجراب اندر ديدن انبان
گفت يكى پيش معبّرى آمد و گفت اندر خواب ديدم كه دو هنبان اندر دست
هامش
( 1 ) - اصل : رهاء