باب رؤية التبن اندر ديدن كاه
كاه خواستهاى بود فراخ و بسيار - آن را كه بيند يا اندر خانه بود .
پسر سيرين گفت كاه و جو خواستهاى بود كه از پادشاه بيابد . و گفتى اگر كاه بينى كيسهاى به دست بنه كه ناچار خواستهاى بود بىرنج گردآورده كه زود به تو رسد .
باب رؤية التكّه اندر ديدن شلواربند
كرمانى گفت شلواربند اندر تأويل هم چنان است كه شلوار ، تا قوى باشد و محكم . پس اگر سست باشد يا بريده آن سبب ضعف بود .
باب رؤية الترس اندر ديدن سپر
اگر بيند كه سپرى اندر دست داشت يا سلاح ديگر ، آن نگهدارندهء خداوندش بود از بديها .
و اگر با وى هيچ سلاح ديگر نبود آن مردى بود اديب كه جايگاه دوستان داند و مر ايشان را پشت « 1 » بود از بديها .
پس اگر بيند كه سپر شكسته شد او را زن يا فرزند بميرد .
هامش
( 1 ) - اصل : بشب