اگر بيند از موى يا استخوان يا پى او چيزى بيافت او خواستهء دشمن بياود بدان حدّ كه از موى و اندام او بيافت .
اگر بيند كه از شير همىترسد چنانك شير را بيند و او را زيانى نكند او را از دشمن ترسى رسد كه هيچ زيانش نكند .
اگر بيند كه او را بر « 1 » شير چيرگى بود بر دشمن چيره شود .
اگر بيند كه با شير خفته بودى دشمن با وى اندر آميزد .
اگر شير را همچون آميختهاى ديد در خانهء خويش همين تأويل دارد ، و همه ددى را بر حدّ سلاح و قوّتش هم اين تأويل است .
اگر بيند كه شير سگ همى خورد او بيمى و ترسى ببرد . [
a
44 ]
باب رؤية ابن عرس
گفت راسو را همان حال بود كه گربه را ، و لكن دشمنى و دزدى او ضعيفتر بود اندر حال تأويل .
باب رؤية الاسكاف
كفشگر و خرّاز مردى بود كه ميراث بخشد و صلاح پراگنده با هم آورد [ و ] با هم آورده را پراگنده كند ، از بهر آنك پوست جانور به ميراث بود آن كس را كه جانور را به دو باز خوانند .
* * *
هامش
( 1 ) - « بر » مكرر تحرير شده است