پس اگر بيند كه اندر سراى امام باشد و اندرو ايمن شد اندر كارهاى كه خاصّه او را بود مداخلت كند .
اگر بيند كه امام را با وى عتاب بود سخنهاى نيكو حكمت و صلاح بود ميانشان و كار او نيكو گردد .
اگر بيند كه امام اندر [
b
39 ] جايگاه مجهول همىشد ، سراى يا محلّه يا ديهى كه جاى او نبود ، مصيبتى رسد عظيم مردم آن جايگاه را ، بران حدّ كه خطر آن پادشاه بود .
اگر بيند كه امام را سر بزرگتر بودى از آنك در بيدارى مرو را قوّتى بود اندر پادشاهى . اگر نه چنان بود كى او را از آن رنجى نشد .
اگر روى او فراختر بيند از آنك بود او را عزّى بود و نيكوى مگر كه روى او از آن فراخى زشت نمايد ، و اين آن است كى خداى عزّ و جلّ همىگويد :
« وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ »
« 1 » ، و هر فزونى كه اندر تن و اندام او بيند فزونى بود اندرين جهان و نعمتهاى او .
پس اگر بيند كه سر و كلاه او سخت نيكو بود نيكو شدن حال مسلمانان بود ، از بهر آنك سر مردم و نگاهدارندهء ايشان امام است .
پس اگر در گردن او ستبرى بيند او را قوّتى بود و بركشيدن آنك خدا او را دادست .
اگر اندر دست او افزونى و درازى بيند افزونى كند بر مردم اندر پادشاهى .
پس اگر شكم او بزرگ بيند او را افزونى بود اندر خواسته و فزونى فرزندان و خاندان مسلمانان .
پس اگر اندر پاى او افزونى بيند هردو را زيادتى باشد اندر خواسته و هر زيادت و نقصان كه اندر اندام او ببيند زيادت و نقصان بدان چيز بازگردد كى آن اندام را بدان نسبت كنند .
هامش
( 1 ) - البقره / 247