و اگر بيند كه زن را طلاق داد او را عزل آيد .
اگر بيند كه او را عزل كردند و ديگرى را به جاى او فرستادند او را آن پادشاهى كه دارد تازه گردد . اگر آن كس را كه به جاى او آمده باشد پير بيند و مر او را نشناسد آن بخت او بود . اگر برنا بود دشمنى بود كه كار او تباه كند .
اگر بيند كه تن جامهء او بستدند يا برهنه گشت او معزول گردد از آن ولايت .
اگر بيند كه او را گلو همىبريدند او را غم سخت رسد ، و بر آن نيز نشان زيان و عزل است .
اگر بيند كه كار بازگرفتندش [
a
39 ] او را اندوهى رسدش .
اگر بيند كه در ولايتى است كه بهنام او نيست مرو را ولايت ديگر رسد .
اگر كسى از ولايت او بيند كه منبر بيفتاد يا بشكست يا اندر افتاد يا اندر زيرش نماز مىكرد و نمازش تمام نشد ، يا موى سر بسترد ، يا ردى « 1 » از وى بستدند ، يا شمشير از گردن وى بركردن ، يا سراى او ويران گشت ، يا مرو را دامى نهادند و اندر دام افتاد ، يا گاوى مرو را سرو زد ، يا چهارپاى يا كسى از مردم پاى برو نهاد ، اين جمله عزل وى بود از آن كاردارى كه او در وى بود .
اگر بيند كه عمامهء او به ديگرى پيوسته شد پادشاهىء بيفزايد .
اگر بيند كه نشسته بودى يا بر شكم خفته او را پايدارى بود اندرين .
اگر بيند كه ننشسته بودى و خفته بر زمين پادشاهىء او ناپاىدار بود .
اگر بيند كه نعلين اندر پاى دارد يا موزه و مثلها او را دليل نيكى بود ، آن نيكى بود اندر پادشاهى ، و الّا او را بدان بازخوان كه ياد كرديم .
اگر كسى بيند كه پادشاهى او را به خدمت مشغول كرد او شرفى و نامى يابد زود .
اگر بيند كه او را ولايتى داد از اطراف نزد مسلمانان شرفى و عزّى بياود و پادشاهى ، و لكن دير به دو رسد .
هامش
( 1 ) - ( - ردا )