تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امثال و حكم ( فارسى ) — صفحة 1

مساهمون:

ص١
بسمه تعالى

باب الف .

آب آبادانى است

. نظير :
مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ
« 1 » .

آبادانى ظلم بر بادى است

. نظير : ريشهء بيداد بر خاكستر است . البغى مرتعه وخيم . البغى آخر مدة القوم . ظلم عاقبت ندارد . من سل سيف البغى قتل به .
مكن اى برادر ببيداد راى * كه بيداد را نيست با داد پاى
. فردوسى .

آبادى ميخانه ز ويرانى ماست

. خيام . نظير : از سستى آدمى زاد گرگ آدمى خوار پيدا شود .

آبان ماه را بارانكى ، دى ماه را برفكى ، فروردين ماه شب ببار روز ببار

. در ماه آبان براى خوبى كار زرع بارانى كم و در ديماه برفى اندك كافى ، لكن بفروردين بارانهاى متوالى ضرور است .
آب ارچه همه زلال خيزد از خوردن پر ملال خيزد . نظامى . نظير :
نه چندان بخور كز دهانت برآيد * نه چندانكه از ضعف جانت برآيد
. سعدى .
شكم‌بند كمتر پرستد خداى
. سعدى . شكم‌پرست خداپرست نبود .
اندرون از طعام خالى دار * تا در آن نور معرفت بينى تهى از حكمتى به علت آن * كه پرى از طعام تا بينى
. سعدى .

آب از آب تكان نميخورد

. آرامش و ايمنى بكمال موجود است . مثال :
دريا رفتست تو گوئى بخواب * هيچ نميخورد تكان آب از آب
. ايرج ميرزا .

آب از بنه تيره است

. عيب يا مانع در پايه و اصل است . مثال :
سخن هرچه گفتم همه خيره بود * كه آب روان از بنه تيره بود
. فردوسى . نظير : آب از سر تيره است . آب از سرچشمه گل است .

آب از دريا مىبخشد

. با چيزى بىارز منت مىنهد . نظير : با آب حمام دوست ميگيرد .
هامش
( 1 )وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ .قرآن كريم . سورهء 21 . آيهء 31 .