از وعاء دهر عالم زمان و زمانيات و بالجمله دهريات است ، رجوع بدهر و ( اسفار ج 1 ص 122 ) شود .
وَعد وَ وَعيد
- ( اصطلاح كلامى ) وعد يعنى وعدهء خير ، وعيد يعنى وعدهء شر . متكلمان در اين باب بحث بسيار كردهاند كه اولا ماهيت ايمان چيست ؟ و وعد و وعيدى كه در آيات و روايات بدان اشارت شده است چگونه است و مسائل ديگر .
در معتقد الاماميه آمده است :
بدان كه چون مكلف از دنيا برود يا مطيع رود يا عاصى . اگر مطيع رود ابدا در بهشت باشد . و اگر عاصى رود ، يا كافر باشد يا نباشد . اگر باشد هميشه در دوزخ باشد . و اگر نباشد پيش از توبه بميرد يا بعد از توبه . اگر بعد از توبه مرد خداى تعالى از وى عفو كند بفضل و كرمش . و اگر توبه ناكرده بمرد بنزد اهل و عيد هميشه در دوزخ باشد ، و بنزد اهل تفضل به قدر گناهش عذاب كنند ، آنگه به بهشتش برند ، اگر عفو و شفاعتش نكنند . و اين مذهب اكثر شيعه است ، و حق اينست ، و آن مذهب اندكى نادر از ايشان .
و دليل برين آنست كه آن فاسق عاصى مستحق عذاب گشته است بفسق .
ليكن اين مستحق ثواب گشته است بايمان و عمل صالح . و فسق او آنچه ثابت است او را از استحقاق ثواب آن را زائل نگرداند .
و چون چنين باشد ، واجب بود كه عقاب او دائم نباشد . زيرا كه اگر زائل گرداند يا بر طريق موازنت بود ، يا بر طريق حباط . نشايد كه بر طريق موازنت بود زيرا كه چون ايشان در يكديگر اثر نكنند ، يكى بر ديگرى در اثر سابق باشد ، يا نباشد . اگر باشد يكى موجود باشد و يكى معدوم و معدوم را در موجود هيچ اثرى نباشد ، زيرا كه اثر از معدوم محالست .
اگر سابق نباشد ، هر دو را در يكديگر در يك دفعه اثر باشد ، لازم آيد كه ايشان هر دو موجود باشند ، در حالى كه هر دو معدوم باشند ، و اين محال است . و نشايد كه بر طريق احباط باشد ، زيرا كه لازم آيد كه مؤمن بايمان بسائر طاعات خويش منتفع نشود ، دين ظلم باشد . پس نماند الا كه استحقاق ثواب باقى باشد با استحقاق عقاب ، يا اول ببهشت ببرند و آنگه به دوزخ برند ، و اين خلاف اجماع است . يا بدوزخش برند ، و آنگه بيرون آرند و به بهشتش برند ، و اين حق است .
( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 124 و 125 ) .
وَفاء
- ( اصطلاح عرفانى ) وفاء عبارت از انجام اعمالى است كه تعهد كرده باشد و عبارت از وقوف بامر الهى است و نيز عبارت از عنايت ازلى است .
و خروج است از عهدهء عهدى كه به ارباب خود بسته است در زمان اقرار به ربوبيت و در جواب
« أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ »
بلى گفته .
( از رسائل ج 3 ص 25 )
در روز الست بلى گفتى * امروز به بستر لا خفتى
من كه باشم كه بتن رخت وفاى تو كشم * ديده حمال كنم ، بار جفاى تو كشم