( دستور ج 3 ص 434 ) شود .
واحِدِ بِالمَوضُوع
- رجوع بواحد شود .
واحِدِ بِالنِّسْبَة
- رجوع بواحد شود .
واحد بالنوع
- رجوع بواحد و ( اسفار ج 4 ص 13 - دستور ج 3 ص 434 ) شود .
الواحِدُ لا يَصْدُرُ عَنْهُ إلّا الواحِد
- رجوع به قاعدهء الواحد . . . و ربط حادث بقديم و ( اسفار ج 4 ص 51 و شرح منظومه ص 228 ) شود .
واحِدِ مِنْ جَميعِ الجَهات
- ( اصطلاح فلسفى ) منظور ذات حق است .
واحد از تمام وجوه عبارت از امرى بود كه به هيچ وجه قابل انقسام نبود نه باجزاء كمى و نه باجزاء حدى و نه بسان انقسام كلى به جزئيات خود و لكن واحد از يك جهت عبارت از امرى بود كه از همان جهت قابل انقسام نبود ، اين معنى را نگهدار و به عقل خود بسيار و از تجوزات و مجازاتى كه آيد بمانند گفتار ما كه گوئيم « زيد و عمرو واحدند در انسانيت كه بدين معنى بود كه آن دو را زيد و عمرو را صورتى بود در عقل كه نسبت هر دو بدان صورت يكساناند رها كن اين آن چيزى بود كه ما بخواستيم كه در اين فصل بياوريم و با ايراد آن بخش اول اين كتاب پايان يافت و بر نور الانوار حمد بىپايان باد . » ( رجوع شود به شرح حكمة الاشراق ص 280 ) .
وادِى أَيْمَن
- ( اصطلاح ذوقى ) وادى ايمن عبارت از طريق تصفيهء دل است كه تجلى الهى را قابل است .
( شرح گلشن راز ص 57 - كشاف ص 1524 ) و گفتهاند : مراد از وادى ايمن وحدت مطلق است كه آنجا بجز نداى
« إِنَّا لِلَّهِ »
نيست ، كه آنجا غير را راه نيست .
در آدر وادى ايمن زمانى شنو
« إِنِّي أَنَا اللَّهُ »
بىگمانى و آن وادى مقدس است كه فرمودند
« إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً »
حافظ گويد :
شب تار است و ره وادى ايمن در پيش * آتش طور كجا موعد ديدار كجاست ؟
هر كه آيد بجهان نقش خرابى دارد * در خرابات بپرسند كه هشيار كجاست ؟
آن كسست اهل بشارت كه اشارت داند * نكتهها هست بسى محرم اسرار كجاست ؟
و مراد از وادى وحدت ، مقام وحدت است .
عطار گويد :
چنان بى خود شدند از خود كه اندر وادى وحدت * يكى مست « انا لحق » گشت و ديگر غرق سبحانى
اگر خواهى كه تو بىخود همه چيزى يكى بينى * تويى آن پرده اندر ره مگر كاين پرده بدرانى
وارد
- ( اصطلاح ذوقى ) وارد عبارت از چيزى است كه وارد بر قلوب مىشود و بعبارت ديگر وارد از جملهء خواطر محموده است كه بدون تعمد عبد وارد شود بر قلوب و آن سخنى است كه بنده ميفهمد بدون صورت .
وارد گاهى از جانب حق است و گاه از علم و گاهى وارد « سرور » و گاهى