از راه دليل عقل بداند كه خدائى هست و انبياء و رسولانى آمدهاند و احكامى براى بشر آوردهاند و وجود انبياء لطف است و معاد و حساب و كتابى هست و در تفصيل آن تقليد كنند و از قول ديگران پيروى نمايند . و بالجمله در اصول دين تقليد محض روا نيست و آياتى در مذمت تقليد آمده است از جمله .
« وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
- و
إِنَّما يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ . . .
وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
-
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ . »
و بالجمله در روايت مفصل آمده است كه
« من كان من الفقهاء حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه »
و در اينكه مجتهد در تمام مسائل مستنبطهء خود مصيب است يا مخطى بحث است يعنى آنكه هر مسألهء را مجتهد استنباط كرد ، اگر مخالف با واقع باشد همان حكم الله واقعى خواهد شد و مجتهد مصيب است يا نه و استنباطات مجتهد اگر مطابق با واقع نباشد حكم فعلى او همان است لكن موجب اين نيست كه حكم واقعى هم در حق او تغيير كند يا نه و البته اگر مجتهد خطا كند باكى بر او نيست و حكم در حق او و مقلدينش همان است كه استنباط كرده است بعد از فرض عدالت و امانت و علم لازم . در اينجا بحث زياد است .
مَقْلوب
- ( اصطلاح اهل درايه و حديث و ادب ) خبرى كه در سند آن يا در متن آن قلب شده باشد به بعضى ديگر مثل آنكه بگويد محمد بن احمد بن عيسى و حال آنكه احمد بن احمد بن عيسى است و در متن به تصحيف و تحريف و تبديل است ( از درايه ص 68 ) .
مقلوب در عروض قلب در اركان جمله يا عبارت است و آن چهار نوعست مقلوب بعض چنان كه در نثر يا در نظم دو كلمه يا زيادتر آورده شود كه ميان آن تأخر و تقدم در بعضى حروف باشد نه در همه مانند « رقيب . قريب . شارع .
شاعر . سكره . سركه . رشك . شكر » :
از آن جاودانه دو چشم سياه * دلم جاودانه عديل عنا است
مقلوب كل كه تقديم و تأخير ، در همهء حروف باشد « مانند « سيل ، ليس تاريخ خيرات ، كس ، سك ، ريش و شير . » مغلوب مستوى كه در يك بيت شعر تمام چنان بود كه هم راست بتوان خواند ، هم وارونه :
شكر به ترازوى وزارت بركش * شو همره بلبل بلب هر مهوش
رجوع شود به ( حدائق ص 17 - المعجم 219 ) .
در بديع آرد مقلوب :
وارونه و يا واژگونه كردن كلامست .
چنان كه گر را ، رگ گوئى و من يحرم يرحم كه استعمال مقلوب است :
از آن جاودانه دو چشم سياه * دلم جاودانه عديل عناست
بگنج اندرون ساخته خواسته بجنگ اندرون لشكر آراسته . كه گنج مقلوب جنگ است .
شكر به ترازوى وزارت بركش